تبليغاتX
FLY KID
 

تویی که نظر نمیدی؟ (به چی زل زدی؟)

+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 21:38 |
دیروز سهام شرکت هوافضای اروپا٬ EADS ٬ ۲۵٪ ارزش خودش رو از دست داد. یعنی ارزش کل شرکت حدود ۵.۵ میلیارد دلار پایین آمد. یعنی به اندازه فروش یک ماه نفت ایران که آقای احمدی نژاد افتاده تو خیابونا و داره میاره دم در خونه هامون٬ پول از دست داد. یعنی انگار حول و حوش ۲۲۸٬۰۰۰ دستگاه زانتیا ازدست بدی!

مخلص کلوم٬ بزرگترین شرکت هوافضایی غیر آمریکایی جهان٬ داره نابود میشه. و اما تاریخچه این صنعت:

برادران رایت حدوداْ در زمان ترور ناصرالدین شاه٬ وسیله ای که بتونه با نیروی موتوری خودش یک وسیله رو از زمین بلند کنه اختراع کردند. ۵۳ ثانیه در آسمون موندن برای بشر رؤیایی دست نیافتنی بود که این دو برادر موفق به انجامش شدند. و البته ما تو اون موقع تو ایران٬ بعله ....

افراد زیادی به این مسابقه ی سابق "باخت-باخت" پا گذاشتند به امید آنکه بتونن پرواز کنن. از آقای بوئینگ صندلی ساز تا پایپر که دوبار تو دریاچه سقوط کرد. برادران شورت٬ ویکرز٬ اورو٬ هاندلی پیج٬ دیو هاویلند و... در انگلیس٬ امیوت٬ بِلوچ (بعد فامیلیشو عوض کرد به دسوت)٬ بلریوت٬ ماترا٬ بریگوئت و میراژ در فرانسه٬ فوکر٬ پفلز٬ آلباتروز و زیمنس (همون که موبایل می ساخت و خیلی از این جعبه زردای برق اسمشو روش آوردن که اون شرکت می سازه) ٬ بلوهم٬ فوک وولف٬ هنکل (همون ماشین لباسشویی هه) ٬ مسراشمیتس٬ دورنیر و... در آلمان٬ فوجی٬ کاوازوکی٬ میتسوبیشی (الآن سازندگان معروف به ترتیب: فیلم عکاسی٬ موتورسیکلت و اتومبیل) و... در ژاپن٬ الوشین٬ سوخو٬ توپولوف٬ پتلیکوف٬ یاکولِو (یا همون یاک) و لاووچکین و... در شوروی سابق٬ کیستون٬ مک دونل (اونی که همبرگر میسازه مک دونالد هست و پیشوند مک مربوط به ایرلندی هاست) ٬ مارتین٬ داگلاس٬ پایپر٬ لاکهید٬ گرومن٬ سسنا٬ بوئینگ٬ نوثروپ٬ هاف دالاند٬ کیستون٬ هییوز و... در آمریکا (جالبه که طی دو جدایش بزرگ٬ مهندسین موتور ساز شرکت هوافضایی برادران رایت به پرت که بعداْ با وویتنی ترکیب شد و مهندسین طراح و سازنده ی هواپیمای آنها هم به شرکت مارتین کوچ کردند و شرکت دو برادری که از دوچرخه سازی به هواپیما سازی رفته بودند٬ سر از لوازم یدکی هواپیما و نهایتاْ کشتی و زیر دریایی سازی در آورد!)

این لیست بلند بالا رو آوردم که بگم الآن شرکت های هواپیما ساز٬ حدود بیستان! درست مثل صنعت اتوموبیل سازی تو آمریکا که از حدود ۱۵۰ شرکت الآن سه شرکت فورد (که ماشین و خط تولید یا اسمبلی لاین را اختراع کرد و به قول آقای خالو معلم فیزیکمون٬ نرفت از دبی وارد کنه!) و دایملر-کرایسلر (که دایملر٬ شرکت کراسلر-بنز رو که خود بنز هم ادعای اختراع ماشین داره٬ یا حداقل دوشادوش فورد ماشین اختراع کرد و نرفت مونتاژ کنه! رو خرید و شرکت آمریکایی ساخت. جالبه که همیشه میگیم مرسدس بنز چون آقای بنز دخترش رو که حسابدار شرکتش بود رو سر اشکال دفتری تو تنور انداخت و کشتش٬ نام مرسدس رو همیشه اول ماشیناش می آورد و چنین فردی باید سرمشق خیلی از ما ها باشه!) و جنرال موتور (که میگن مؤسسینش از نوادگان ادیسون بودند) توانستن باقی بمانند. البته شرکت های ژاپنی هوندا و تویوتا جار و برای رقبای آمریکاییشون تو آمریکا تنگ کردند.

برگردیم این ور٬ الآن تو دنیا شرکت های هواپیما سازی خلاصه میشن به بوئینگ٬ لاکهید-مارتین٬ نورثروپ-گرومن٬ هانیکوم٬ جنرال داینامیکس٬ سسنا٬ پایپر و هییوز در آمریکا٬ دسوت در فرانسه٬ BAe در انگلیس٬ EADS که ترکیبی از اکثر کشورهای اروپاییست و شرکت هایی مثل ایرباس زیر مجموعه آن است٬ ساب تو سوئد (که به همین اسم هم ماشین میسازه) و برای شوروی سابق که توپولوف و آنتونوف و یاک و سوخو و میگ باقی موندن. (تو جنگ یک آخوند تو نیروهوایی به فرماندهه گفت شما از دشمن کم ندارین٬ طرف گفت حاج آقا٬ آخه اونا میگن ٬ حاج آقا گفت٬ خب شما هم بگین!)

سرتونو درد نیارم٬ هواپیمای مسافربری رو یا بوئینگ میسازه٬ یا ایرباس٬ یا اون روس هایی که کمتر خریدار داره.

اواخر اسفند بود که BAe Systems اعلام کرد که ۲۰٪ سهامی که تو ایرباس داره رو به EADS میفروشه٬ البته با فشار بسیاری که به شرکت آورد که ازش بخره. با این کار کارخانه ی سازنده ی بال چپ A380 رو به نزدیکای تعطیلی کشوند (بال راست تو استرالیا ساخته میشه! و هردو تو تولوز فرانسه رو هواپیما سوار میشن) و اعلام کرد قصدش افزایش فعالیت در بخش صنایع دفاعی آمریکاست. قبل از اون بوئینگ و ایرباس با هم کل کل زیادی داشتند٬ صرف نظر از متهم کردن همدیگه به دریافت کمک مالی از دولت هاشون٬ سر A380 که پس از ۳۰ سال داره ساخته میشه و ۷۴۷ سری X که مدل بهینه شده ی همون ۷۴۷ قدیمه با یک رفت و برگشت بهش میرسه٬ که اگر ساخته بشه٬ پدری از ایرباس در میاره اون سرش ناپیدا. البته ایرباس هم کم نیاور و یه زیر آبی رفت و اعلام کرد هواپیمای میان برد ساخته با نام A350 که با 7E۷ بوئینگ رقابت کنه و البته بوئینگ اسموشو الآن گذاشته ۷۸۷.

BAe Systems کمک بسیار بزرگی به دوستای آمریکاییش کرد و الآن به خاطر دیر رسیدن اولین A380 این ضربه ی بزرگ به پیکره ی EADS وارد شد. BAe Systems میدونست (شاید) که سهامشو فروخت. و بار خودشو از دوستان اوروپاییش جدا کرد به آمریکا وصل کرد. همونطور که تو یورو شرکت نکرد تا مبادا با تخریبش توسط آمریکا٬ ضربه ای بخوره.

اووه. سرم درد گرفت. ولی یه چیز یادمون نره٬ تو دنیای امروز٬ کشورها بر اساس منافع کوتاه مدت٬ میان مدت و بلند مدت خود تصمیم می گیرند٬ نه ایدئولوژی. مثلاْ اگر ما بگیم داشتن انرژی هسته ای حق مسلمین است٬ عملاْ دولت های غیر مسلمان رو جلو خودمون بسیج کردیم٬ و مردم پابرهنه مسلمان رو به کنارمون آوردیم٬ غافل از اینکه دولت هاشون هیچگونه حمایتی از ما نمی کنند٬ مثل زمان جنگ که اسم شیر و خورشید سرخ (که اون موقع تنها سه نام معتبر تو دنیا بود٬ صلیب سرخ٬ هلال احمر٬ و شیر و خورشید سرخ و تنها یگان غیر اینان الماس سرخ همین پارسال اضافه شد تا یهودیان آرزو به دل بمونند که ستاره داوود سرخ رو بتونند ثبت کنند) رو به هلال احمر تغییر دادیم و رقمی از میزان کمک های عربستان و کویت و اردن و مراکش و غیره به صدام کم نشد که نشد. اگر انرژی هسته ای حق کشورمون باشه٬ فرقی نداره که مسلمون باشیم یا گبر یا بهایی٬ حق است و باید بگیریم.

در پایان بگم آمریکا و اروپا همدیگر رو محکوم می کنند که دارن از شرکت ایرباس و بوئینگ حمایت می کنند٬ کاری که اروپا با سپردن پروژه های تحقیقاتی و آمریکا با سفارشات نظامیش انجام میده٬ و البته هر دو رد می کنند. اگر بمب افکن های بوئینگ نبود٬ هرگز در ساخت هواپیماهای مسافربری دوام نمی آورد٬ مثل فورد که تانک می ساخت یا جنرال موتورز که موتور هواپیمای جنگی می ساخت. بشر برای کشتن همنوعش خوب پول خرج می کنه!

یا علی

+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 و ساعت 19:24 |

غــمى خواهم كه غمخوارم تـو باشى       دلــــــى خواهم، دل آزارم تو باشى

جهــــــــان را يك جـــوى ارزش نباشد        اگر يــــــــــــارم، اگر يارم تو باشى

ببــوسم چــــوبـــه دارم به شـــــــادى       اگر در پـــــــــــاى آن دارم تو باشى

به بيمـــــارى، دهــــم جان و سر خود        اگر يار پـــــرستارم تـــــــــو باشى

شــــوم، اى دوست! پرچمدار هستى        در آن روزى كه ســـردارم تو باشى

رسد جــــانم به فـــوق "قاب قوسين"       كه خورشيد شب تــــارم تو باشى

كِشم بــــــار امـــــــــانت، با دلى زار         امـــــانتـــــدار اســــرارم تو باشى

 

شعر از پیر جماران

+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 22:27 |
مونتنگرو از فدراسیون صربستان و مونتنگرو جدا شد. البته یه چند روز پیش.

یه نگاه به تاریخ این کشور و مناطق بالکان بی اندازیم بد نیست.

مردم ناحیه بالکان و دریای آدریاتیک٬ نوعاْ اسلاو هستند. از نظر مذهبی٬ یا مسلمانند٬ یا اورتدوکس.

اورتدوکس ها٬ یکی از سه فرقه ی اصلی مسیحیت هستند. دیگری کاتولیک (که من دوسال به مدرسه ی کاتولیکا می رفتم) و پروتستان ها. این آخری فرقه ی نو تریه و توسط مارتین لوتر پایه گذاری شده.

باسه دوتای قبلی پایه گذاری معرفی نکردن٬ ولی تا جایی که استاد متون ترم پیشم٬ خانوم دکتر قنبری گفتن٬ خواستگاه کتولیک در روم غربی به مرکزیت رم و اورتدوکس در روم شرقی به مرکزیت قستنطنیه (استامبول) است.

اورتدوکس ها شامل روس ها٬ یونانی ها و اروپای مرکزی هستن. کاتولیک٬ یه زمانی مابقی اروپا٬ ولی پس از گرویدن کشورهای پیشرو قاره به پروتستانیسم٬ مثل انگلیس و فرانسه و آلمان٬ اینان از جرگه جدا شدند. همانطور که می دونیم٬ مذهب عامل مهمی در شناسایی ملت هاست٬ از اینرو پیشرفت آمریکا و عقب ماندگی برزیل و مکزیک٬ و حتی اسپانیا و پرتقال را مربوط به پیشرفت خواهی و جلونگری پروتستان ها در مقابل محافظه کاری و عقب گشت کاتولیک ها می دانند.

ولی اورتدوکس ها به مراتب بیشتر محافظه کارند. وقتی در روسیه اعلام کردند صلیب کشیدن با سه انگشت غلط است و باید با دوانگشت باشد٬ نظر با ساده ترین نوع سفسطه رد شد: مگر میشه تا حالا اشتباه کرده باشیم؟ (کاتولیکا با دو انگشت صلیب می کشن٬ اورتدوکس ها با سه انگشت. مثل وضو گرفتن شیعه ها که از آرنج به انگشت است٬ ولی سنی ها از انگشت به آرنج)

تاریخ رو جلوتر بریم. همواره دو قوم بودن که با هم درگیری داشتن٬ مردم مسکو و مردم کی اف. غالباْ در این نبردها٬ هم قوم های اسلاو مسکویی ها٬ به کمکشان می آمدند.

شروع جنگ جهانی اول٬ ترور ولیعد اتریش توسط یک صرب بود. در کشور یوگسلاوی.

یوگسلاوی٬ جزو تنها کشورهای جهان بود که بدون کمک شوروی یا روسیه٬ حکومت کمونیستی پیدا کرد و تیتو رهبری خود را فارق از دستور کرملین پیدا کرد. بعد از فروپاشی بلوک شرق٬ مردم منطقه بر اساس قومیت هایشان٬ تشکیل حکومت دادند. برخلاف کشورهای آسیایی شوروی سابق٬ که براساس مرزهای بی دلیل درون کشوری تکه پاره شدند و خرس بزرگ (لقب روس ها) مثله شد.

این قوم ها شامل کروات ها٬ بوسنیایی ها٬ مقدونیه ای ها و صرب ها بودند. حکومت تیتو بیشتر بر پایه ی اکثریت صرب در کنار هم کیشان کرواتشان بود. بعد از فروپاشی٬ علی رقم مزری های تعیین شده ی قبلی دورن حکومتی٬ صرب ها و کروات ها از دوطرف به سواحل بوسنی و بعد به ملت مسلمان بوسنی حمله کردند. کروات ها در شقاوت از صرب ها کم آوردند و کشتن کودکان٬ تجاوز به زنان و مجبور کردن پدر و مادران به خوردن گوشت فرزندانشان را به پای صرب ها نوشتند. کل نیروهای این کشور کمونیست سابق که بزرگترین مخارج کشور را هم شامل می شد (و در آینده ای٬ کشور ما) در دست این دو قوم بود. جنگ آرام به پایان می رسد٬ با قول حکومت ائتلافی در بوسنی و هرزگووین٬ تا اروپا مطمئن شود٬ دولت اسلامی درونش نیست. شاید رئیس جمهور آلبانی این رو دید که برای کنفرانش سران کشورهای اسلامی در تهران٬ اعلام کرد دولت اسلامی ندارد و از عضویت در کشورهای عضو کنفرانس اسلامی خارج شد.

ولی خوی وحشی گری صرب ها به اینجا ختم نشد. کشور فدراسیون یوگسلاوی٬ این بار به مسلمانان داخلیش در کوزوو حمله کرد و جنگ بالکان را به راه انداختند. این بار مجامع جهانی ساکت نشستند و ناتو به فرماندهی آمریکا (چون کلیه ی سیستم های هدایتی اون موقع جهان که GPS بود٬ در دست آمریکا و در این جنگ عملاْ به جز کدهای نظامی خود آمریکا همگی دچار اختلال شدند) جنگ را به پیش بردند.

حالا نوبت مسکو بود که به داد همنسلان اسلاوش بیافتد٬ روسیه٬ اعلام صریح داشت که یوگسلاوی در حمایتش هست٬ ولی چون بسیار ضعیف بود٬ عملاْ نتوانست کاری کند و قرار شد مردم یوگسلاوی انتخابات آزاد داشته باشند و نامزد مورد حمایت غرب به حکومت رسید و اسلوبودان میلوتوویچ شکست خورد٬ هم شکست نظامی و هم شکست سیاسی٬ که در نهایت به لاهه تحویل داده شد٬ و البته در اونجا مرد٬ تا خیلی از چیزها رو باسه غرب مخفی کنه. غربی و سازمان مللی که درپی نسل کشی مسلمانای بوسنی٬ کاری نکرد. البته٬ بوسنی هم الآن شده پای ثابت رأی منفی سازمان ملل به ایران!

حالا این کشور صرب٬ که بعد از جنگ بالکان به صربستان و مونتنگرو تغییر نام یافت٬ جزء دیگریش رو هم از دست داد تا تنها کشور متحد نژادی روسیه هم باز ضعیف تر شه. البته با حکومتی غربی.

باز هم انقلابی رنگی در دنیا رخ داد٬ ولی کسی صداشو در نمیاره.

یا علی

+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 0:43 |
آهنگ درخواستی!

خیلی کم شعر میگم٬ باسه همین رفتم بلاگ قبلیه و دیدم دوتا شعر سرودم !

بگذریم٬ رفته بودم وبلاگی٬ یه آهنگ قشنگ رو بلاگش بود. رفتم از تمپرری ویندوز٬ آهنگرو قاپیدم! دوسال هم صبر کردم تا نهایت گوشی ای بخرم که برام پخش کنه و الآن گذاشتم زنگ گوشیم. تو حال و هوای آهنگه٬ شعر بیشتر برام معنی میده٬ به هر حال٬ این شما و این آهنگی که پنچشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۲ تو بلاگ قبلیم گذاشته بودم و با احوال الآن خوب نسبت داره. ۱۶ خرداد سال ۱۳۸۴ مادربزرگم چهره در نقاب خاک فرو بست و ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ پدرخوانده ی بسیاری از ما بچه ها نیز.

با یاد آنها٬ این آهنگ رو تقدیم می کنم.

غم ياران

آسمان خون گريه کن در غم ياران خويش

آسمان خون گريه کن در غم جانان خويش

آسمان گرنباری بارانی

آسمان سخت ناله کن در غم جانان خويش

آسمان ساحلی بنگر در آن مردمان

برحالشان سخت ناله کن در غم جانان خويش

آسمان همه رو به سوی تودارند

آسمان رنجان ناله کن در غم جانان خويش

آسمان در شادی و خوشی نمی گيرم سراغت

آسمان شاد ناله کن در غم جانان خويش

آسمان گر دست طلب سوی تو برم

با طرب ناله کن در غم جانان خويش

آسمان دستم بگير سرم صاف پايم استوار

آسمان با دست و سر ناله کن در غم جانان خويش

آسمان از زير سقفت نران مرا

تا در هر جا که باشم با من ناله کن در غم جانان خويش

يا علی

+ نوشته شده توسط علی در شنبه سیزدهم خرداد 1385 و ساعت 22:58 |
امروز رفتم دانشگاه دخترانه شریعتی. بدون گریم! صاف رفتم و گفتم داداش چیی؟ اومدم سمینار. طرفم گواهینامم رو گرفت و جریمم کرد. شوخی کردم٬ فقط گرفت باسه اینکه حتماْ خارج شم که بهم بدش!

تو راه داشتم فکر می کردم کجا هاست که تمام دخترانست؟ البته برای سنین بالا٬ نه دبستان دخترانه.

و نه تو ایران٬ خارج. یاد مسابقات ملکه زیبایی یا "میس وورولد" یا هر چی از این نوع افتادم که توش "آشواریا" ی هندی یکبار اول شد و این باعث شد که فیلماش تو آمریکا و کانادا خوب فروش بره٬ یا یه بار که تو کانادا سر فیلمبرداری مشکلی پیش اومده بود٬ چون آشواریا بود٬ حل شد.

یاد فیلمی از مستند "میس ونزوئلا" افتادم. بعد یاد این افتادم که دیگه خبری از اینا اونجا نیست.

هنوز تو حال و هوای جنگ سردم٬ حالا تا برم کتاب بعدی رو بخونم٬ نمی دونم٬ یا جنگ صلیبی یا تاریخ برده داری رو می خونم. البته این کتابه هم یه٬ نه٬ چند تا سوتی داشت که یکیشو مترجم با زدن [!] نشون داد و اینکه گفته بود حکومت کمونیستی مصدق! بد بخت٬ هم از توده ای ها خورد٬ هم شاهی ها هم اسلامیون! آخرسر هم نویسنده احمق می نویسه حکومت تازه از کمنیست مصدق در اومده!

دومیش هم اینکه فقط به دفاع آمریکا از حکومت مفسد ویتنام جنوبی پرداخته و نه شیلی و ایران و پاناما و غیره. البته ایران رو به طریق بالا نام برده!

یادم میاد یه بار از بابام پرسیدم چطور بود که کشور های بلوک شرق مثل چکسلواکی و اوکراین و ویتنام فساد اخلاقی به مراتب کمتر از بلوک غربی ها مثل تایلند و فیلیپین و ژاپن و برزیل و کشورهای غربی شده ی جدید مثل چک و اوکراین داشتند. حال اینکه شرق اخلاق را قبول نداشت و دین رو افیون تودها می دونست.

بابام گفت تنها دلیلش اینه: پای آمریکا به کشورهای شرقی نرسیده بود٬ وگرنه فساد ربطی به بلوک و طایفه نداره. مهم اینه که آمریکا و سربازاش اونجا نباشن.

حالا می فهمیم چرا دیگه "میس ونزوئلا" برگذار نمیشه؟

+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 22:32 |
یکی از بچه ها اس ام اس زد که اگه گوشیمو خواستم بفروشم٬ خریداره.

یه مقاله نوشته بودم باسه نشریه دانشگامون که میشه بعضی سیستم ها نظامی و تحقیقات نظامی رو تو جاهای غیر نظامی (سیویل) به کاربرد تا عملاْ در زمان صلح هم کارایی داشته باشن. مثلاْ جنگ سرد (که تاریخشو تموم کردم) باعث تولید هواپیماهای مسافربری امنی در آمریکا شد٬ به خاطر تولید هواپیماهای نظامی ایمن٬ یا اینکه اتوموبیلتون بهتون بگه کجا بپیچ یا کجا برو٬ مقدور نیست بجز با داشتن GPS و اونم ابتدا یک طرح نظامی بود که صلح آمیز شد. یا غیر نظامی.

به طور مثال تو نیویورک تایمز می خوندم که تعداد کدهای کامیوتری نوشته شده توسط لاکهیدمارتین٬ سه برابر مایکروسافت بوده٬ و تمامی شهرداری ها و غیره٬ برنامه های مالیاتی و دریافتی -  پرداختی خودشونو دادن به لاکهید که بنویسه. دلیلش هم آسونه: اونا بهترین ها هستن٬ و درضمن٬ هر روز که یه بمب جدید ساخته نمیشه٬ مهندساشونم پول می خوان.

منم در نظر داشتم تو ایران از اینا داشته باشیم٬ اونوقت هم تکنولوژی نظامیمون بالا میره٬ هم رفاه بیشتر میشه٬ هم درآمد پرخرج ترین جای کشور٬ از نفت قطع میشه و به یک اتکا میرسه.

رسیدم به صاایران. جایی که عوض موارد فوق٬ بزرگترین دلال و آورنده محصولات خارجی به کشور شده بود٬ بدون دادن گمرکی و با زدن مهر امنیتی به بسته هاش!

از ساژم تلفن و موبایل٬ از روسیه تلسکوپ و ... وارد کشور می کرد. درست عوض اینکه خودشون سیستم مخابراطی طراحی کنن یا رو اپتیک و لیزر کار کنن.

نهایت اینکه صاایران از خر چند میلیون دلار سود دلالی گذشت و دل به بودجه نفتی بست. همه هم خوشحال بودن و داشتن٬ بخصوص تو موبایل٬ حال سری N نوکیا رو می بردن٬ تا اینکه تعرفه گوشی٬ یک شبه ۱۵ برابر شد! تا از صاایران حمایت بشه!

همون حمایتی که باهاش اتوموبیل دهه هشتادی پژو ۴۰۵ رو به قیمت هوندا بفروشن و ماشین هنوز کیسه هوا نداره!

گرچه٬ از احمق ها کابینه٬ چیزی جز این توقع نمی رفت٬ و گرایش کشور به سمت کره شمالی٬ برامون اجتناب ناپذیر شده.

یادش بخیر٬ یه زمان قرار بود که چین اسلامی شیم٬ ولی حالا شدیم کره شمالی اسلامی!

دیر زمانی نخواهد بود که کشورمون بمب اتم داشته باشه و مردم از بی غذایی جون بدن. به بنز و بی ام و سر کوچه سیر نیگا کنین٬ شاید آخریش باشن٬ باسه موبایل که داره میشه!

+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 20:42 |
ایی اه!

آخیی٬ بالاخره دارم می نویسم! آخه میدونین چیه٬ ما داشتیم ماکارونی می ساختیم! آره یه سازه می ساختیم که بتونه چندین برابر خودش بار تحمل کنه. اونم تونست ۶۰-۵۰ کیلو که میشه ۹۶ برابر خودش رو تحمل کنه!

ایتس ایتس ایتس اوه! ولی زرشک٬ مقام نیورودیم!

آخه اونی که اول شد٬ ۲۲۰ برابر خودشو نگه داشته بود. آره پسر٬ سازش مرد بود٬ با این کردا خیلی حال کردم. حالا این سازه ساختنمون چیی شد. مثل فیلمای تلویزیون که همه چیز توش اتفاق افتاد٬ مثل خواستگاری و دعوا و آشتی و یه آشتی قبل دعوا و تو خیابونا چرخه زدن و رادیو افغان گوش دادن و پارتی گرفتن ساعت ۵ صبح (صبوح صبح گاهی!) و تو ماشین خوابیدن و از همه مهم تر٬ سوپرایز پارتی یا فارسیش جشن تولد غافلگیر کننده ساعت ۱۱:۱۵ باسه یکی از بچه ها!

شاید اگه اینا نبود٬ از اینکه رتبه نیاورده بودیم ناراحت می شدم.

ولی باز من از دنیا بریدم و دنیا از هم پاشید. عموماْ هر اتفاق عظیمی (داداشِ بهمن) میاد٬ من مسافرتم. (به قول بروبکس٬ مأموریتم!) مثل برق رفتگی نیویورک که من اورمیه بودم یا کوی دانشگاه که من جابان بودم.

چهارشنبه سوار تاکسی شدم که راننده گفت آره ما ترکارو مسخره کردن٬ گفتن ما سوسکیم و باید تو حموم باشیم و ... منم گفتم آخه چقدر خرن٬ رهبر مملکت و رئیس خبرگان رهبری هر دو ترکن٬ بیش از ۳۰ میلیون ایرانی ترکن و ... خلاصه٬ رسیدم دانشگاه محسن رو دیدم و ازش پرسیدم چه خبره٬ گفت هیچی٬ بابا سر یه کاریکاتور بی خودی٬ ترکا ۱۰ روز بعد شلوغ کردن (خودش میشه یه جوک ترکی) بیانیه دادن که اولاْ رئیس جمهور و کابینه استعفا بدن (منم موافقم!)٬ ثانیاْ قانون اساسی عوض شه و حقوق ترکارو در نظر بگیرن (که گفتم اصلش هست دیگه چیکار کنن) و سوم که درآمد نفتی رو تو استان ها تقسیم کنن٬ بخصوص آذری زبون ها! ای اینا چی ان! پولی که از خوزستان میاد و بدن به شما٬ آخه سننه٬ مگه از زمین باباتون در آومده؟

حالا از همه جالب تر٬ کاریکاتوریست خودش ترکه تبریزه! یعنی اون ترکای اصیلی که بقیه ترک ها رو آدم هم حساب نمی کنن! هرچه خویی ها نامردن و اورمیه ای ها مهمان دوست و اردبیلی ها قلدر٬ تبریزی ها اصیلن و اشرافی. انوقت ترکه زنجانی میاد و یه چیز بگه؟ اونم با یک اختلاف فاز یک هفته ای؟

اگه ترکه نوشته بود "چی میگی" یعنی فارسا سوسکن؟ من نمی فهمم چقدر ما دوست داریم یه چیز رو به گنبد بچسبونیم؟

یادِ اواخر عمر حکومت طاغوت می افتم که از تغییر ساعت تا تنظیم جمعیت٬ عملی صهیونیستی می شد! مگر استفاده از زبانی٬ حمل بر ملیتی شدن کلام داره؟

مثلاْ کاماکازی که از ژاپنی به معنا طوفان خدایان به انگلیسی به معنای حمله انتحاری هواپیما اومده یا "دا" که میشه بله به روسی٬ تو انگلیسی به معنای "آره بابا" (با لفظ بسیار زنده) اومده٬ کلماتی هم مثل "نمه نه" و "سننه" هم تو فارسی اومدن. حالا این مشکل ترکاست٬ که تا همدیگر رو می بینن٬ میزنن کانال ۲ ٬ کاریکاتوریست هم همین کار رو کرد٬ چون تو خونشون هم اینطور حرف میزنه.

حالا شروع شده٬ از کوچیکی اتاقای کوی دانشگاه گرفته تا تقسیم پول نفت. یکی حالیمون کنه٬ دادا٬ ایی اوو نیی!

یا علی

+ نوشته شده توسط علی در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 0:32 |