یاد اولین شبم تو اینجا افتادم. رضا بعد از اینکه من رو از "الدی" اورد خونه٬ تعارف زد که برم خونشون و به داییم اینا زنگ بزنم.
الآن که فکر می کنم٬ میبینم بنده خدا چه لطفی کرده بهم. به شهرستان زنگ زدن خیلی اینجا گرونه٬ مگر اینکه طرف از قبل خط نامهدودش رو خریده باشه.
خلاصه٬ فکر کنم که گفتم٬ رفتم از پیتزاهات پیتزا خریدم و با کارت تلفن و تلفن بغل پمپ بنزین به زن داییم زنگ زدم.
امروز روز عرفه بود. سرم خیلی درد گرفته بودم٬ نتونستم دعا عرفه رو بخونم. ولی روزش رو مثه اکثر اوقات گرفتم. فقط امیدوارم امروز عیدقربان نبوده باشه!
هر کوفتی تو یخچال بود رو ریختم و سرخ کردم. یَک غذای عمله خفه کنی شد!!!
بریتنی از اون سلمونی رفته٬ باسه همین رفتم پیش کلسی. اگه بابام ببینه٬ میگه: بهت چایی دارچین نداند؟ تازه٬ طرفا گمرک کولی هم میدادن!
دیروز اونجا بودم. از دیلنز کنارش هم سوشی و یه ظرف نیم یا یک لیتری هم بستنی خریدم. حدود ۲ کیلومتر راه رفتم تا رسیدم خونه. شروع کردم پاهام رو خاروندن٬ اونقدر که خون اومد. ایشالله این آخرین باری بود که یه مسیر اینقدری رو اینطور پیاده اومدم. یکی از سوشی هاش هم "زالو" بود. خیلی ترسیدم که نکنه زنده باشه!
یاد ماه رمضون افتادم. از یه جای دور تر٬ تا خونه رو پیاده اومدم. یا روزی که با کت شلوار از دانشگاه تا خونه رو پیاده اومدم. یا روزی که ...
نمیخام بگم چی شده٬ فقط بگم خدا بنده هاش رو خیلی دوست داره.
.
امشب شب یلداست. طولانی ترین شب سال. و من یکه و تنهام تو خونمم.
۷-۶ ماهه که من آمریکام. همه میگن زود گذشته٬ ولی من میگم دیر میگذره.
ترم اول همه درسام A شد. یعنی معدل ۲۰! حالا هم تا یه ۴-۵ هفته دیگه باید یه پروپازال بدیم به ناسا. امیدوارم بتونیم ازشون پروژه رو بگیریم.
امشب شب چله٬ طولانی ترین شب سال. و من با کلی مقاله که باید بخونم٬ و با رؤیای آینده ای نه چندان دور که میخام بهش برسم شب را به صبح می رسونم.
.
امشب شب چلست. همه دور هم جمع میشن و ...
.
امشب٬ آخرین شب پاییزه.
تکه ای از قلبم٬ تو این لحظه هزاران کیلومتر اون طرف تر٬ تو خوابه.
آهنگ "آهای اونجا دلایلا" رو شنیدین؟
میخونم براش:
آهای اونجا دختره تو یه شهر دور از من چطوریــــی. من هزار مایل ازت دور ترم ولی می دونم امشب خیلی خشگلی٬ آره هستیــــی ......
.
امشب٬ شب تولد مهره. شب تولد خورشید.
و از فردا٬ مهر بیشتر و بیشتر بر ما میتابه.
اینم عکس هایی که گفته بودم. ۲شنبه هم میرم اونجا. واشینگتن رو میگم.
کیمیا!

دانشگام

دانشگاه در یک روز یخی که زدن و تعطیلش کردن! سوسول ها!

شده بود مثه نارنیا!
یا علی
