فرصت را از دست ندهیم

 
غلامحسین کرباسچی
 
 در حالی كه دو روز بیشتر به زمان برگزاری انتخابات مجلس هشتم باقی نمانده است، به نظر می‌رسد برخی قصد دارند با طرح مسائل حاشیه‌ای و متاثر از نوعی جزئی‌نگری نحوه حضور مردم در این انتخابات پراهمیت را تحت‌الشعاع قرار داده و بر طبل تحریم انتخابات بكوبند. این در حالی است كه از سوی دیگر ضربه ناشی از ردصلاحیت‌های گسترده اصلاح‌طلبان توسط هیات‌های اجرایی، نظارت و شورای نگهبان پیكره حركت رو به جلوی اصلاح‌طلبی را زخمی كرده و از این طریق فرصت‌های جناح مقابل را برای حفظ پایگاه‌های فعلی قدرت یكپارچه خود افزایش داده است. لیكن به رغم این اصلاح‌طلبان با همه ناملایمات و نامهربانی‌ها به منظور پاسداری از اسلامیت و جمهوریت نظام و نیز صیانت از آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی عزم جزم كرده‌اند تا با حضور خود بازی رقیب را برهم زنند.
بازی‌ای كه بخشی از بازیگران آن ناخواسته برخی از چهره‌ها و گروه‌های تندرو هستند. بر این اساس در آخرین روز تبلیغات انتخاباتی مناسب است نكاتی به منظور اتمام حجت یادآوری شود تا شاید در فرصت اندك باقیمانده موجب تجدیدنظر در تصمیم كسانی شود كه قصد شركت در انتخابات ندارند:
1) از آنجا كه برخی از تحریم‌كنندگان انتخابات پیش روی اشخاصی هستند كه یا خود یا دوستان آنها طی این سال‌ها صدماتی از قبیل زندان، انفصال از خدمت، محرومیت از حقوق اجتماعی و... را چشیده‌اند، متاثر از رفتارهای بعضا ناعادلانه صورت‌گرفته با خود بدون توجه به مصالح ملی كشور توصیه به عدم شركت در انتخابات می‌كنند یا خواستار دخالت سازمان‌های بین‌المللی در این رویداد داخلی ایران هستند. حال باید دید كه در كجای دنیا سازمان‌های بین‌المللی مداخله كرده و مسائل و مشكلات آن كشور حل شده است؟ واقعیت‌های منطقه و آنچه كه در كشورهای همسایه ایران چون افغانستان و عراق پس از حضور آمریكایی‌ها رخ داده می‌تواند هشداری برای كسانی باشد كه اندك ذره‌ای به استقلال كشور توجه دارند و بدانند كه تنها شیوه‌های اعتدالی مبتنی بر عقلانیت سیاسی و نیز فراهم آوردن بستر رشد فكری و آگاهی مردم از طریق رواج همین شیوه‌ها ما را به مقصود می‌رساند و نه امید بستن به كمك بیگانه و نهادهای بین‌المللی!
2) سستی و وادادگی دیگر عاملی است كه ممكن است برخی از اشخاص را از حضور در پای صندوق‌های رای در روز 24 اسفند بازدارد. حال آنكه باید بپرسید با وجود این همه مشكلات جدی كشور در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، بین‌المللی و اقتصادی به ویژه افزایش نقدینگی و تورم ناشی از تصمیم‌های نابجا و كارشناسی‌نشده یك‌شبه دولت نهم و مجلس هفتم كدام وجدان آسوده خواهد ماند كه بار دیگر اداره كشور را به دست اصولگرایان بسپارد و آزموده را بار دیگر بیازماید؟ مقایسه‌ای نسبی میان عملكرد دولت‌های آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی با عملكرد دولت فعلی گواه این ادعاست. از سوی دیگر اگر كسی سستی كرده و در انتخابات شركت نكند، آیا فردا حق دارد كه اعتراض كند و از نامساعد بودن شرایط اقتصادی و سیاسی كشور و ادامه روند رو به افزایش گرانی و تورم بنالد و بر آنچه كه خود كرده افسوس خورد؟
3) ترویج فضای یأس و ناامیدی و اینكه اصلاح‌طلبان در صورت پیروزی نیز قادر به تغییر شرایط نیستند، دیگر مانع مشاركت مردم در انتخابات است. بخشی از این یأس و ناامیدی توسط رسانه‌های خارجی و بیگانگان دامن زده می‌شود و هر شب هزاران كلمه برای منصرف كردن مردم از شركت در انتخابات از طریق این رسانه‌ها انعكاس می‌یابد كه بدون هیچ تحلیل منطبق بر واقعیات جامعه ایران صرفا مطامع خاصی را دنبال می‌كند. بخش دیگری از القای این ناامیدی توسط رقبای اصولگرا صورت می‌گیرد. تجربه به آنان آموخته كه در صورت پایین بودن سطح مشاركت مردم پیروز خواهند بود. فراموش نكنیم زمانی كه میزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس ششم بالای 60 درصد بود، اصلاح‌طلبان توانستند اكثریت كرسی‌های مجلس را از آن خود كنند اما با كاهش مشاركت مردم در انتخابات مجلس هفتم كه تقریبا نزدیك 50 درصد بود، محافظه‌كاران اكثریت مجلس را در دست گرفتند. چنانكه شاهدیم این بار نیز آنها از هر عاملی از جمله ردصلاحیت‌های گسترده كه كمك به مایوس كردن مردم از شركت در انتخابات كند، فروگذار نكرده‌اند. از سوی دیگر در میان اصلاح‌طلبان هستند كسانی كه آرمان‌گرایانه واقعیت‌های موجود كشور را نادیده می‌گیرند و با بالا بردن سطح انتظارات خود و مردم از مجلس فقط قسمت خالی لیوان آب را می‌بینند و از این طریق یأس و ناامیدی را رواج می‌دهند. حال آنكه اگر حداقل 10 درصد از اوضاع اقتصادی مردم بهبود یابد بهتر آن است كه هیچ تغییری در وضع نابسامان موجود صورت نگیرد و جریانی یكه‌تاز با بی‌تدبیری خود اجازه دهد دشمن قطعنامه‌های شورای امنیت را یكی پس از دیگری به تصویب رسانده و از این طریق اقتصاد متزلزل ایران را به ورطه نابودی بكشاند! این دوستان بدانند كه مشی اصلاح‌طلبی با دیدگاه‌های رئالیستی پیش می‌رود و نه ایده‌آلیستی و اساسا اصلاح‌طلبی با ناامیدی سازگار نیست!
در پایان با توجه به سه نكته مورد اشاره بالا از همه ملت ایران می‌خواهیم كه روز جمعه 24 اسفند در پای صندوق‌های رای حاضر شده و با جدیت و عزم راسخ به لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان رای دهند؛ اصلاح‌طلبانی كه طی این مدت از همه طرف نامهربانی‌های فراوانی در حقشان صورت گرفت. نامهربانی‌هایی كه اگر بسیار كمتر از آن با طرف مقابل صورت می‌گرفت معلوم نبود واكنش آنها چه باشد؟ این در حالی است كه اصلاح‌طلبان اینك مظلومانه ایستاده‌اند و با نشاط در انتخابات شركت می‌كنند تا حتی اگر هم تنها یك تن از آنان به مجلس هشتم راه یابد، بتواند مثل مرحوم مدرس نقش‌آفرینی كند! به امید احیای حق.

نامزد ریاست جمهوری

می بینم که همه رفتن سر کار تا علی دایی بشه مربی تیم ملی.

نمی دونم از جماعت چهار پا کسی هست که بگه: از اول هم معلوم بود!؟

به هر حال. یکی از سایت ها راجع به هیلاری کلینتون و بارک اوباما مطلبی نوشته بود. تو بخش نظرات مردمی٬ یکه گفته بود اینا همش فیلمه٬ و دو حزب توافق کردن که جمهوری خواه ها سر کار بمونند. باسه همین دموکراتا دو نفری رو نامزد کردن که اصن رای نیارن!

یاد مرحله دوم انتخابات سال ۸۴ افتادم که یکی گفت هاشمی از قصد احمدی نژاد رو اورده مرحله دوم که با رای بالا رئیس جمهور بشه!

من روز سه شنبه بزرگ رفتم باسه مقدماتی دموکرات ها رای دادم. این سه شنبه هم هست سه شنبه تصمیم. امیدوارم هیلاری نشه. اولویت رای دادن من هست: ۱- اوباما٬ ۲- نیدر.

روزی که رفتم٬ اولش که احساس تنهایی می کردم. بعد دیدم همه دور و ورم سیان! آخر سر هم رفتم کنار یه بابایی نشستم. طرف ۳ وجب ریش داشت! باسه همین باهاش همزاد پنداری کردم!