پنجشنبه ها از وقتی که گواهینامه گرفتم٬ کارم شده رسوندن خواهرام به مدرسشون. مابقی هفته پدرم این کار رو انجام میده.

اگه کلاس داشته باشم٬ تیریپی نیست٬ باسه خودمم خوبه. ولی وقتی که کلاس نداشته باشم٬ شکنجست.

البته یک حالت دیگه ای هم هست و اینکه من باید خیلی زود دانشگاه باشم. اونم چون یه بار خواهرامو جا گذاشتم و رفتم٬ فهمیدن که اگه بگم ۷ باید بریم٬ من یکی ۷ میرم!

و اما فی الحال که کلاسی ندارم٬ ۷:۱۵ با بدختی بیدار میشم٬ اگه بخوام حال بدم ۷. ولی به هر حال زودتر از ۷:۳۰ از خونه بیرون نمیریم. (چون من تو حمومم) و نمی دونمم چرا به خواهرام تو مدرسه سر دیر رسیدن گیر نمیدن؟ (هتله ها !)

و به همین دلیل تأخیر پیش بینی نشده (!) مجبورم تو ماشین انواع شیرین کاری مثل رانندگی بدون فرمون٬ دست شیش هشتی٬ رقص دیوانه ای و... در بیارم تا بنده خدا ها با خُلق تنگ نرن سره کلاس.

دیروز صبح که ۷:۳۰ از حموم در اومدم دیدم خواهر کوچولوم (اون یکی پیش دانشگاهی شده٬ ستاره ی هتلش بالاتر رفته!) داره یه شو از آوریل لاوین (Avril Ramona Lavigne) میبینه که توش دائم میگه : تق تق تق٬ به در بهشت در می زنم (متن کامل و ترجمه شعر را پایین میارم) و دائم تصاویری از عراق و گهگاهی صحنه های ضبط در استودیو رو نشون میدن.

خلاصه آهنگ تو ذهنم بود تا اینکه دیشب گرفتمش و رفتم سراغ اصل و نصبش.

آهنگ (Knockin' on Heaven's Door) رو باب دایلن نوشته و در آلبوم و موسیقی متن "پت گرت و بیلی بچهه" منتشر شده. و تا امروز قریب نونزده خواننده و گروه موسیقی معروف دیگر اجرا کرده اند. مثل: پینک فلوید (Pink Floyd)٬ باب مرلی (Robert Nesta Marley)٬ U2 ٬ گانز ان روزز (Guns N' Roses) ٬ اریک کلپتون (Eric Patrick Clapton) و...

و اما اجرای جدید تو آلبوم "امید-جنگ بچه" (Hope - War Child) اومده که سود آن تماماْ قراره به بچه های عراق برسه. تو این آلبوم برای اولین بار پس از گرویستنش به اسلام٬ یوسف اسلام (کت استیونس) اجرای موسیقی انگلیسی داشته و آهنگ "قطار صلح" (Peace Train) رو بازخوانی کرده.

آهنگش خیلی قشنگه٬ بخصوص با اجرای آوریل. و خیلی متأثر کننده. هرکسی که این تصاویر رو ببینه یا آهنگ رو بشنوه٬ با خودش فکر می کنه که جنگ چه رفتار حیوانیه. این همه انسان بودن و تمدن در لوای این رفتار کاملاْ حیوانی بشر! که نه اینکه بقای نسل بشر هم با روشی حیوانی صورت می گیرد و آنجا که کنترل زاد و ولد مطرح می شود٬ درسیست و علمیست و سایلی برای تنظیم جمعیت و خانواده.

دعوا٬ درگیری٬ نزاع٬ جنگ و خون ریزی٬ همه بیانی یکسانند برای: توحش.

توحشی از این بالاتر که برای نفت عراق٬ امنیت زندگی همان مردمان گرفته شود٬ تا با ظاهر نابودی دیکتاتوری خود پرورده ... و برای امنیت آنانی که امنیتشان از خود نا امن شده٬ نه دیگران٬ بسیاری کشته شوند و ...

یا با بساط قوم قبیله ای و ادعای اتحاد سیاسی-ملی ٬ برادران را به جان هم بیندازند. خدا می داند که چندین کشته و شهید ایرانی و عراقی هستند که پدربزرگ یا تا دوسه نسل گذشته ی مشترکی با هم داشتند.

تو سفر چند سال پیشمون با خانواده به جنوب (که قسم می خورم زیباترین سفرم در عمرم بود٬ زیبا تر از شمال٬ تبریز٬ شیراز٬ ارومیه٬ مشهد٬ کیش٬ دبی٬ لندن٬ یونان٬ فلوریدا و اصلاْ کل آمریکا و کانادایی که دیدم) دوست پدرم که امده بود به ما خرمشهر رو نشون بده گفت که دوتا از خاله هاش اون ور رودخونن و چون شوهرانشون نظامیند٬ هرگز٬ هرگز٬ همدیگر را نخواهند دید. از جزیره مینو زنی عراقی را دیدم که رختش رو تو کارون انداخته و میشورش. واقعاْ اگه ارتش بعث اگر فقط یک تانک کمتر می خرید٬ هم اون و فک فامیلش ماشین لباسشویی داشتن و هم این ور در ایران چندین کودک ما یتیم نمی شدن.

می دونم که قدرت نظامی برای بقای ملتی ضروریست. مگر نه اینکه گفتم٬ بقا عملیست حیوانی. و آنچه ما را انسان می کند٬ چگونگی و قیمتیست که برای آن می پردازیم.

در کنار این صحبت ها لازمه که کمی هم به دفاع اشاره کنم٬ که برخلاف جنگ٬ عملیست مقدس. و آنکس که از حقش دفاع نکند٬ خیانتی کرده در حق خود و جامعه ای که او مسبب ساخت دیکتاتوری برایش بوده.

ولی چه دفاعی؟ دفاع از چی؟ آیا منطقیست که ما یکی یه کلاش تو خونمون داشته باشیم برای آن لحظه که دزدی خواهد آمد و ما از حقمان دفاع کنیم؟

یا برنجانیم خود و دیگران بی گناهی که مثلاْ شما چرا دارین تجربه کسب می کنین و بسوزانیم تر و خشک و آشوبی اندازیم در شهری و...

.

.

.

نمی دونم٬ بماند.

و اما متن و ترجمه شعر:

Yeah, yeah, yeah


Momma take this badge off of me
I can't use it anymore
It's getting dark, too dark to see
Feel I'm knockin' on heaven's door

Knock knock knockin' on heaven's door
Knock knock knockin' on heaven's door
Knock knock knockin' on heaven's door
Knock knock knockin' on heaven's door

Momma put my guns in the ground
I can't shoot them anymore
That long black cloud is coming down
I Feel like I'm knockin' on heaven's door

Knock knock knockin' on heaven's door
Knock knock knockin' on heaven's door
Knock knock knockin' on heaven's door
Knock knock knockin' on heaven's door

Yeah, yeah, yeah

مادر این سردوشی را ازم بگیر٬

دیگه نمی تونم ازش استفاده کنم.

داره تاریک میشه٬ اونقدر که نمیشه چیزی رو دید

احساس می کنم دارم به در بهشت٬ در می زنم.

تق تق تق٬ به در بهشت در می زنم....

مادر تفنگ هامو بزار تو خاک٬

دیگه نمی تونم باهاشون شلیک کنم.

اون ابر بلند تاریک داره میاد پایین

احساس می کنم دارم به در بهشت در می زنم.

تق تق تق٬ به در بهشت در می زنم ....